تبليغاتX
فارکس در دستان تو

فارکس در دستان تو

با سلام:

با توجه به روند جدید ایجاد شده برای طلا ،که خرید طلا هست .

با توجه به الگوهای هارمونیک فیبوناچی ، نقطه ورودی برای خرید طلا بدست آمده

عکس تحلیل طلا

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 9:46  توسط محسن صدرایی 

با سلام:

 

آدرس سایت گروه پازل:

www.puzzlemarkets.com

www.puzzel.ir

قسمتی از سایت مخصوص کاربران عضو شده است .

لطفا" جهت مشاهده و استفاده به صورت کامل ،حتما" در سایت عضو شوید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 1:58  توسط محسن صدرایی  | 

با سلام:

قابل توجه دوستان ، اکسپرتی تهیه شده است در قالب روشهای مارتینگل .

موجودی لازم ،جهت اجرا کردن این اکسپرت،به ازای هر 0.1 لات ،50.000 دلار است.

برای تست این اکسپرت هدفی را در نظر گرفتیم که 50% سود ماهانه است ، که رقم نسبتا" بالایی هست.

شروع با 50.000 دلار

نتایج هفته اول  = 8.978 دلار

نتایج هفته دوم  = 7.762 دلار

نتایج هفته سوم = 6.808 دلار

نتایج هفته چهارم = 6.630 دلار

نتایج هفته پنجم= 5.520  دلار

سود در پایان سه هفته :35.787 دلار

 

برای دیدن نحوه کار این اکسپرت ،می توانید از اکانت زیر در بروکر Fxopen استفاده کنید.

Login      : 235039
Password   : expert12

 در ضمن از نظر این گروه ،تست این اکسپرت با موفقیت انجام شده است و همکنون در یک حساب ریل در حال اجرا هست.

بروکر انتخابی ما برای حجم 1سنتی که حداقل موجودی با لوریج 1:500 و در بروکر Fxstart ، برابر با 500 دلار است . 

                                                                        با تشکر گروه پازل

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 1:17  توسط محسن صدرایی  | 

3M 
تریدرهای موفق به سه M احتیاج دارند: Mind .Method and Money. Mind روشهای روانشناسی و دیسیپلین است که شما را در شلوغی بازار آرام نگه میدارد. Method روش تحلیل و سیستم شماست و Money مدیریت سرمایه تان است تا شما فقط قسمت کوچکی از حسابتان را ریسک کنید.
بسیاری میپرسند که آیا میتوان تریدر موفقی شد؟ به نظر من شما میتوانید تریدر موفقی شوید. دیگران توانسته اند و هنوز هم کسانی هستند که موفق میشوند. کسانی که موفق نمیشوند یا از دانش کافی بهره نمیبرند و یا دبسیپلین ندارند.

مرد یا زن؟
تعداد آقایان تریدر حدوداً 20 برابر خانمهاست هرچند این تعداد به سرعت به سمت برابری حرکت میکند. نکته جالب توجه اینست که درصد تریدرهای موفق میان زنان بیشتر از مردان است. خانمها کمتر تکبر دارند، خصوصیتی که در ترید گناه بزرگی محسوب میشود. ضمیر مردانه – که مسئول بسیاری از مخاطرات و کشتارها و خونریزی هاست- در ترید درگیر است. آقایان نمودارها را تحلیل میکنند و پوزیشن میگیرند و پوزیشنشان باید درست باشد. اگر بازار به سمت دلخواهشان رفت، او منتظر می ماند که بیشتر و بیشتر خودش را ثابت کند و اگر بازار به جهت دیگر برود، نفس چقرش او را وادار میکند که ضرر را تحمل کند و منتظر میماند که بازار برگردد و درستی نظرش را اثبات کند.
اما خانمها بیشتر بدنبال جواب این سوالند: پول کجاست؟ هدف آنها سود کردن و ضرر نکردن است. آنها کمتر بدنبال اثبات کردن خودشان هستند. آنها مانند ترکه ای که با باد خم میشود، انعطاف پذیرند: سوار بر ترند میشوند و کمی زودتر پیاده میشوند و سودشان را به حسابشان میریزند. داشتن روزنگار و ثبت ترید از مهمترین ملزومات پیشرفت است. در اینکار هم خانمها دقیقتر و منظمتر عمل میکنند.

سرمایه گذاری؟ ترید؟ قمار؟
این سه راه در جنگل بازارهای مالی وجود دارد. هر کسی میتواند یک راه را انتخاب کند و به پیش برود. در هر راه هم گنجینه هست و هم خطر. سرمایه گذاران معمولاً از راه ساده و کم خطرشان سالم (و گاهی ثروتمند) بیرون می آیند. راه ترید راهی به قلب این جنگل انبوه است. اکثر روندگان این راه ناپدید میشوند اما نجات یافتگان ثروتمند بیرون می آیند. راه سوم هم میان بری به درون باتلاق است.
بنا به طبیعت فارکس سرمایه گذاری آنچنان که در بازار سهام مرسوم است، وجود ندارد.
ترید یعنی سود بردن از نوسانات کوچک بازار. ایده ساده است اما عملی کردن آن مشکل. تحلیلگر خوب شدن مشکل است اما از آن مشکلتر تریدر خوب شدن است. خوب به خاطر دارم زمانی که تازه ترید را شروع کرده بودم، تحلیلهایم درست بود اما تریدهایم با ضرر بسته میشد! آنجا بود که به نقش دو عامل دیگر یعنی روانشناسی و مدیریت سرمایه پی بردم.
دو روش اصلی ترید وجود دارد: مومنتم و کانتر ترند. در روش مومنتم، به محض ایجاد موج وارد میشویم و زمانی که احساس میکنیم که موج در حال ضعیف شدن است، بیرون می آییم. زمانی که یک موج ایجاد میشود، آماتورها به پوزیشنشان می چسبند و حرفه ای ها بازار را بررسی میکنند. آماتورها آنقدر با پوزیشنشان می مانند تا روند کاملاً برگردد اما حرفه ای ها پیش از برگشت روند، از بازار بیرون می آیند.
روش دوم روش ترید خلاف روند است که تازه کارها را بسیار به خود جذب میکند (بخریم. از این پایینتر نمیتواند بیاید!). هر دو روش دو جنبه مختلف روانشناسی جمعند.
پیش از ورود به یک پوزیشن مطمئن باشید میدانید که کدام نوع تریدر هستید و تا آخر به انتخابتان وفادار بمانید.

گامهای نخستین
ترید با دادن وعده آزادی، فردایی روشن را پیش چشمانمان میگشاید. اگر بدانید که چگونه ترید کنید در هر نقطه ای از دنیا نیتوانید کار و زندگی کنید، از سختی مصون باشید و به کسی پاسخگو نباشید. ترید اکثر افراد با هوش بیش از متوسط را که ریسک پذیری دارند به سوی خود میکشاند. اما توجه داشته باشید که:
- ترید به شما استرس وارد میکند. پس برای رهایی از استرس باید سیستم روانشناسی خوبی داشت.
- ترید ذهنتان را به چالش میکشاند. پس باید تحلیل درستی از بازار داشت.
- ترید ریاضیات خوب میطلبد. کسی که از دانش ریاضی بهره ای نبرده، نمیتواند ریسکش را مدیریت کند.

اندازه مهم است
میزان سرمایه گذاری در بازار مهم است. ترید کردن با سرمایه کم مثل خلبانی در ارتفاع بسیار کم است. فرصت فکر کردن و محل مانوری وجود ندارد و کوچکترین اشتباه به سقوط منجر میشود. تریدری که حساب بسیار کوچکی دارد نمیتواند تمرکز بالایی داشته باشد. البته با رعایت دقیق اصول مدیریت سرمایه میتوان با چند صد دلار هم به نتایج خوبی رسید.

چند جفت ارز؟
اینکه چند جفت ارز را بررسی کنیم مساله ای کاملاً شخصی است. تریدر حرفه ای میتواند چندین جفت ارز را بررسی کند اما تریدر تازه کار و تریدری که شغل تمام وقت دیگری دارد نباید بیش از دو جفت ارز را تحت نظر بگیرد.مطمئن باشید اگر یاد بگیرید روزانه تنها 20 پیپس از همین دو جفت ارز سود بگیرید، میتوانید زندگیتان را با ترید تامین کنید.

تحلیل و ترید
بسیاری از کسانی که ضرر میکنند، تحلیلشان را مقصر میدانند و میگویند اگر چیزهای بیشتری را در تحلیلمان در نظر گرفته بودیم ..... اما تحلیل گاهی تریدر را فلج میکند.
تحلیلگران باید درست پیش بینی کنند اما تریدرها باید سودده باشند. هدف این دو گروه کاملاً متفاوت است. در بانکها و موسسات این دو گروه در دو قسمت و اداره مجزا کار میکنند اما چنین امکانی برای تریدرهای خصوصی مهیا نیست. تحلیلگر فقط جهت بازار را تشخیص میدهد اما تریدر باید بداند چه زمانی و کجا وارد و خارج شود تا سودده باشد.

3M برای موفقیت
حرفه ای ها منتظر فرصتند اما آماتورها ناگهان پابرهنه وسط بازار میپرند! آنها آنقدر خرید و فروش میکنند تا از بازار بیرون بیفتند.
تحلیل تکنیکی تنها زمانی برایتان مفید است که شما دیسیپلین کافی داشته باشید و منتظر تشکیل الگوی مورد نظرتان بمانید. حرفه ای ها تنها و تنها زمانی وارد میشوند که بازار فرصتی طلایی برایشان فراهم نماید.
تریدر موفق زمانی که الگوی مورد نظرش تشکیل شد، بدون نگرانی و به پشتوانه دانشش وارد میشود و در آرامش منتظر بسته شدن پوزینشش میشود. اگر با سود بسته شد، آنرا تایید دیگری بر سیستمش تلقی میکند و اگر با ضرر بسته شد، در پی یافتن دلیل ضررش بر می آید. نه بازار و نه کس دیگری را مقصر قلمداد نمیکند، به اعصابش مسلط است و خونسردیش را از دست نمیدهد.

ذهن – Mind – تریدر دیسیپلین دار
هرروز تریدرهای زیادی وارد بازار میشوند اما تعداد کمی از آنها موفق میشوند. تنها انگیزه منطقی ترید کسب درآمد است. وقتی تریدر تمرکزش را از این انگیزه منطقی از دست بدهد، کارش ساخته است. کسانی که برای پزدادن، قمار و ... ترید میکنند، بازندگانند. آنها رفتارهای احساسی دارند و احساساتی ها شکست میخورند.
بازندگان اکثراً بروکر، استاد و اتفاقات پیش بینی نشده را مقصر میدانند. اما آیا اینان مقصرند؟
آماتورها مانند کودکانی که بلیت بخت آزمایی میخرند، ترید میکنند. منتظر میمانند تا دیگری درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرد. اما حرفه ای ها با برنامه ای که برای ورود و خروج (و بخصوص خروج) دارند، سرنوشتشان را در دست خود دارند.
بهترین زمان برای تصمیم گیری پیش از ورود به ترید است زیرا در زمان هیچ پولی ریسک نمرده اید و میتوانید پارامترهای مختلف سود و زیان را بررسی کنید. به همین علت است که باید استراتژی خروجتان را مکتوب کنید و به آن عمل کنید. یکی از اشتباهات معمول تریدرها، نگه داشتن ترید ضررده است. میخواهند به ترید ضررده فرصت بدهند تا سودده شود! چه خیال خامی. اولین ضرر، بهترین ضرر است - این قانون کسانی است که با چشم باز ترید میکنند.
تریدرهای موفق باهوش، کنجکاو و متواضع هستند. اکثر آنها دوره های زیان هم داشته اند اما با رعایت 3M از بازار بیرون نیافتاده اند.
بازار تریدرهای طماع را اغوا میکند تا با زیاد کردن لات سایزشان سود بیشتری کنند. اتفاقی که اکثراً به نابودی حساب تریدر طماع منجر میشود.
تریدر شدن سفری طولانی به خودشناسی است. وقتی مدت مدیدی ترید میکنی به ضعفهای دورنیت پی میبری: تشویش، طمع، ترس، خشم و تنبلی. اما فراموش نکنید که خودشناسی هدف ترید نیست، بلکه محصولی فرعی است. هدف اصلی باید کسب درآمد باشد. سوالات همیشگی تریدر موفق اینست: تارگت من کجاست؟ چگونه باید از سرمایه ام محافظت کنم؟
تریدر خوب مسولیت کامل همه اتفاقاتی را که برای حسابش می افتد میپذیرد و دیگران را متهم نمیکند.

روزنگار
روزنگار ساده ترین راه اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته است. اگر از گذشته درس نگیرید محکوم به تکرار آن هستید. تریدرهای موفق هم مانند همه اشتباه میکنند اما نکته مهم اینست که آنها یک اشتباه را دوباره مرتکب نمیشوند.
یکی از چیزهای دیگری که باید ثبت شود، بالانس ماهانه حساب است. نمودار صعودی بالانس حساب بیش از هر چیز دیگری ثابت میکند که شما تریدر موفقی هستید و نمودار سایدویز آن زنگ خطری در وجود اشکالی در سیستم شماست.

آموزش برای نبرد
چه میزان آموزش برای شغلتان احتیاج است؟ میزان آموزش به نوع کار بستگی دارد. زمان مورد نیاز برای آموزش یک نظافتچی با یک جراح بسیار متفاوت است. ترید بیشتر به جراحی شباهت دارد تا نظافت. دلیل آموزش بیشتر جراح یا خلبان اینست که اشتباه آنها مرگ آورتر از اشتباه یک نظافت چی است. در ترید هم اشتباهات تریدر از لحاظ اقتصادی برای خودش مرگ آور است. جراحی و خلبانی استانداردهای مشخصی دارند و کسانی مراقب جراحان و خلبانان هستند تا از این استانداردها عدول نکنند. اما در ترید این شخص تریدر است که باید استاندارد را وضع کند و بر نحوه رعایت آنها نظارت کند.
ترید حتی از جراحی هم سختتر است، زیرا سیستم خود آموز است، سیستم و استاندارهای آن توسط خود استفاده کننده تعریف میشود، تست و نظارت بر سیستم بعهده استفاده کننده است. چگونه این کارها را انجام دهیم:
1- پذیرش تدریجی مسئولیت: دانشجوی خلبانی روز اول نمیتواند بر صندلی خلبان بنشیند و پرواز کند. اما هر تریدر تازه کاری میتواند یک حساب ریل باز کند و ترید کند. این عجیب نیست؟
2- بازرسی و بهبود مستمر: بهترین ابزار شیب نمودار موجودی حسابتان است.
3- آنقدر آموزش ببینید تا اعمالتان ناخودآگاه شود. دقت کرده اید نسبت به روز اولی که پشت فرمان ماشین مینشینید، چقدر اعمالتان ناخودآگاه تر شده است. برای موفق شدن در ترید باید به چنین مرحله ای برسید.

Method- تحلیل تکنیکی
این قسمت از کتاب را نقل نمیکنیم اما خواندن آنرا توصیه میکنیم.دکتر الدر چند اندیکاتور شخصی را هم در این قسمت معرفی کرده است که میتوانید آنها را تست کنید و نتایجشان را ببینید. اکثر این اندیکاتورها در متاتریدر 4 موجود است.

ترید
شما میتوانید سیستم تریدر یا چارتیست باشید. تریدر چارتیست است که در زمانهای مختلف با ابزارهای مختلف پوزیشن میگیرد. اما سیستم تریدر کسی است که با استفاده از یک سیستم بک تست شده، ترید میکنند. در این نقطه آماتورها و حرفه ای ها از جدا میشوند. آماتورهایی که از سیستم مکانیکی استفاده میکنند یا سیستم را روی خلبان خودکار تنظیم میکنند و هیچکدام از پارامترها را بررسی و اصلاح نمیکنند یا گاهی به سیستم اعتماد میکنند و گاهی نمیکنند. هردوی این روشها حاصلی جز ضرر ندارند.
اما حرفه ای ها مانند عقاب مراقب سیستمشان هستند و دایماً از بازخوردهایی که از سیستم میگیرند در بهبود آن استفاده میکنند.

تست سیستم
پیش از استفاده از هر اندیکاتور، قانون یا روش جدید در سیستمتان باید آنرا بک تست کنید. وقتی مطمئن شدید که نحوه کار با اندیکاتور جدید را میدانید، روی چارتتان تا جایی که ممکن است به عقب بروید. سپس شروع کنید کندل به کندل سیستم را به جلو بیاورید. در جایی که سیستمتان سیگنال میدهد، نقاط بازکردن، خروج با ضرر و تارگت را ثبت کنید (ثبت تاریخ و ساعت هم مفید است)، سپس کندل به کندل جلو بروید تا استاپ یا تارگتتان بخورد. سود یا زیان را یادداشت کنید و اینکار را آنقدر ادامه دهید تا حداقل 60 ترید داشته باشید. مطمئن باشید در حین بک تست میتوانید نکات جالبی از تریدهایتان بیرون بکشید و سیستمتان را کامل تر کنید مثلاً اگر قیمت با گپ باز شد، چه بکنم؟ تریلینگ استاپ داشته باشم یا نه؟ چه روزهایی و چه ساعاتی ترید نکنم؟ و ... در نهایت ببینید درصد تریدهای سودده تان چقدر است؟ میانگین سود و زیانتان چقدر است؟
حال سیستم را بهینه کنید و 60 ترید دیگر با قوانین جدید انجام دهید. وقتی درصد تریدهای سودده تان و میانگین سودتان راضی کننده بود به مرحله بعد بروید...

ترید دمو
در این حالت حداقل یکماه روی یک حساب دمو با رعایت کامل قوانین ترید کنید. برای عدول از قوانین ترید جریمه بگذارید (مثلاً انجام 60 بک تست جدید). اگر در این مرحله هم سیستم خوب جواب داد، یکماهی هم در لات سایز پایین در حساب واقعی ترید کنید. سوددهی این مرحله تاییدی بر سیستم و توانایی شما برای ترید آن است. به لات سایز اصلی خود (که در آن اصول مدیریت سرمایه رعایت شده باشد) بروید و از پیپ هایتان لذت ببرید.

انواع اندیکاتورها
اندیکاتورها را به سه دسته کلی میتوان تقسیم نمود:
اندیکاتورهای تابع روند. این اندیکاتورها به شناختن روند کمک میکنند. میانگین متحرک و خطوط MACD و سایر اندیکاتورهایی که با افزایش قیمت بالا رفته، با کاهش آن پایین می آیند و با سایدوی رفتن آن فلت میشوند، از این دسته اند.
اسیلاتورها به یافتن نقاط برگشت کمک میکنند. باندهای بولینجر و استوکستیکس، نمونه هایی از اسلاتورها هستند.
سایر اندیکاتورها هم اندیکاتورهایی هستند که سطوح صعودی یا نزولی بودن بازار را تعیین میکنند.
گروههای مختلف اندیکاتورها، سیگنالهای مختلف میدهند و گاهی این سیگنالها با هم در تضاد است. برای مثال اندیکاتور دنباله رو روند سیگنال خرید میدهد اما اسیلاتور سیگنال فروش. یکی از خطرات محتمل افتادن بدام اندیکاتورها و دنباله روی از اندیکاتوریست که سیگنالش مورد علاقه مان است. تریدر باید سیستمی داشته باشد تا تمام انواع اندیکاتورها را بررسی کند و بر طبق آن سیستم تصمیم بگیرد.

انواع تایم فریمها
مانند اندیکاتورها، تایم فریمها هم ناهمخوانی دارند. میانگین متحرک در تایم فریم روزانه سیگنال خرید میدهد اما در تایم فریم 1H سیگنال فروش. چه باید کرد؟
آماتورها ساده ترین کار را انجام میدهند: تنها با یک تایم فریم کار میکنند.
یکی از روشها برای بررسی وسیعتر بازار، سیستم سه صفحه ای است. در این سیستم به جای بررسی تنها یک تایم فریم ترکیبی از سه تایم فریم است به این شکل که :
تایم فریمی را که با آن بسیار راحتید انتخاب کنید (صفحه میانی). این صفحه اول شماست. برای مثال 1H. این مقدار را در 4 یا 5 ضرب کنید تا صفحه بلند مدتتان بدست آید (در اینجا 4H). تایم فریم کوچکتر هم (در اینجا M15). در تایم فریم بلند مدت جهت بازار را پیدا میکنیم و با کمک دو تایم فریم دیگر زمان دقیق ورود به پوزیشن را.

روانشناسی
تریدرهای موسسات به این دلیل ترید میکنند که حقوق میگیرند تا ترید کنند. اما تریدرهای خصوصی به دلایل شخصیشان ترید میکنند. دلایلی که برخی از آنها منطقی و برخی غیر منطقیست.
مانند هر بیزینس دیگری، تنها دلیل منطقی ترید کردن، کسب درآمد است. هرچند برخی دیگر نیازهای صاحبان بیزینس هم مرتفع میشود اما پول نقش اصلی را در این میان بازی میکند. تریدرهایی که دچار سرخوشی میشوند، توجه شان از پول منحرف شده و پا برهنه وسط بازار میپرند. اینان بازندگان هستند.
تریدرهای موفق سیستمها و الگوهای مختلف را تست میکنند، ریسک و سود را اندازه میگیرند و بر ساختن حسابشان تمرکز میکنند.

برنامه روزانه
ترید حرفه ای به معنای آماده باش بودن در ساعات مشخصی است. این ساعات در فارکس معمولاً از حدود ظهر به وقت تهران آغاز شده و تا 7-8 عصر ادامه دارد. در این 8 ساعت در بسیاری از اوقات تریدر کاری برای انجام دادن ندارد. به یاد داشته باشید که جایی گفتیم که: "ترید خسته کننده است". تریدر حرفه ای در زمان ترید معمولاً از جدول زمانی مشخصی تبعیت میکند. اینکار هم برنامه روزانه او را منظم میکند و هم تمرینی برای افزایش دیسیپلین است.
روز تریدتان باید نیم تا یکساعت پیش از اولین تریدتان آغاز گردد. در این زمان نگاهی اجمالی به اخبار بیاندازید، حرکت جفت (جفتهای) ارزی را که دنبال میکنید بررسی کنید و سعی کنید ادراکی از بازار داشته باشید.
زمانی که پوزیشنی میگیرید، کاملاً آنرا تعقیب و مدیریت کنید. البته این به معنای زل زدن به صفحه مانیتور نیست. بلکه برای هر حرکتی چه در جهتتان و چه در خلاف آن برنامه داشته باشید.
اگر پوزیشن بازی ندارید، مقداری تحقیق کنید، مطالب جدید بخوانید و به دانشتان بیاموزید. فراموش نکنید که تریدر موفق شدن یک سفر است و مقصد نیست. به محضی که بازار سیگنال خرید یا فروش میدهد، همه چیز را متوقف کنید و به مدیریت پوزیشن برگردید.
حتی میتوانید یک تردمیل یا دوچرخه ثابت در اتاق تریدتان داشته باشید. فراموش نکنید که عقل سالم در بدن سالم است.

 فرمولهای مدیریت سرمایه
برای چه ترید میکنید؟ پول یا لذت؟ پاسخ ندهید. رکورد تریدتان را نشان دهید. پاسخ آنجاست. کسانی که برای پول ترید میکنند، به آن میرسند. شیب بالانس حسابشان نشان میدهد. اغلب مردم ترید را برای کسب درآمد شروع میکنند اما خیلی زود آنرا تفریحی جذاب می یابند و با فراموش کردن هدفشان به قمار روی می آورند. اینها برای جلب توجه یا فرار از روزمرگی ترید میکنند. به تعداد تریدرها دلیل برای ترید کردن وجود دارد اما فقط یک دلیل دلیلی خوب و حقیقی است: کسب درآمد.
این قسمت شما را با آخرین M لازم برای ترید آشنا میکند: money management.
هر کسی میتواند در یک ترید یا چند ترید متوالی سود ببرد. حتی در یک کازینو هم چنین احتمالی دور از عقل نیست. در بازارهای مالی تقریباً هر کسی میتواند یک یا چند ترید خوب داشته باشد اما تعداد معدودی میتوانند موجودی حسابشان را افزایش دهند.
مدیریت سرمایه کشتی نجات تریدرهاست. گاهی آنرا هنر میخوانند و گاهی علم میدانند اما در واقع ترکیبی از هردوست. هدف مدیریت سرمایه، افزایش سرمایه با کمینه کردن ضرر در تریدهای ضررده و بیشینه کردن سود در تریدهای سودده است. وقتی چراغ عابر پیاده سبز میشود، شما پیش از عبور از خیابان به چپ و راست نگاهی می اندازید زیرا همیشه ماشینهای بی احتیاطی پیدا میشوند که چراغ را رد کنند. وقتی سیستمتان سیگنال داد، مدیریت سرمایه نقش این نگاه را ایفا میکند. مهم نیست سیستمتان چقدر خوب عمل کند، مدیریت سرمایه همیشه برای سوددهی مکرر مفید است.
پدری را میشناختم که پسر نوجوانش را برای مدیریت سرمایه تربیت میکرد. هر شنبه با هم به میدان اسب دوانی میرفتند و به پسرش 10 دلار بعنوان سرمایه آن روز میداد. این پول هم پول نهار بود و هم پول شرط بندی. پدر تمام روز را با دوستانش میگذراند و پسر میتوانست در روز هر کاری با او داشته مگر درخواست پول. پسر باید پیولش را طوری مدیریت میکرد که هم ناهار بخورد و هم از شرط بندی روی اسبها لذا ببرد. یاد گرفتن چگونگی شرط بندی رو اسبها (تحلیل تکنیکی)، تقسیم پول (مدیریت سرمایه) و صبر کردن برای بهترین موقعیت شرط بندی (روانشناسی) آن پسر را به یکی از موفقترین مدیران هج فاند با حسابی چند میلیون دلاری تبدیل کرد.
یک سیستم ترید خوب به شما اطمینان میدهد که در دراز مدت درصد تریدهای برنده شما بیشتر از تریدهای بازنده است. اینجاست که مدیریت سرمایه به کمکتان می آید و به حفظ سرمایه تان کمک میکند. اما اگر سیستمان مناسب نباشد، کاری از دست مدیریت سرمایه ساخته نیست.
هر چند درصد سرمایه که از دست بدهید، برای پس گرفتنش باید درصد بیشتری سود کنید. مثلاً فرض کنید شما 1000 دلار دارید و 20% ضرر میکنید، موجودی شما 800 دلار میشود اما برای برگشتن به 1000 دلار شما باید 25% سود کنید.
بازار همانقدر صلح آمیز است که جنگ گلایدیاتورها. همه میخواهند پول شما را بگیرند – رقبا، بروکر و فروشندگان سیستمها و نرم افزارها. از دست دادن پول آسان است اما بدست آوردنش مشکل.
مدیریت سرمایه دو هدف دارد: بقا و سودآوری. اولویت با بقاست. سپس سودآوری تدریجی و مداوم. تازه کاران اولویتها را برعکس میبینند. برای آنها سودآوری در الویت است و برای آن هرکاری میکنند اما شکست میخورند. با اولویت دادن به بقای در بازار، تمرکز روی مدیریت سرمایه بیشتر میشود. تریدرهای حرفه ای همیشه تمرکزشان بر کم کردن ضرر است و با اینکار سرمایه شان افزایش می یابد.

ورود کسانی که ریاضی نمیدانند ممنوع
زندگی امروز کار را برای کسانی که به حساب کردن بی علاقه هستند راحت کرده است. با افزایش انواع ماشین حسابها و کامپیوتر ما اکثراً دیگر حساب نمیکنیم. اگر کسی بتواند تعداد میهمانان شام را بشمرد یا بگوید بعد از خوردن 2 نوشابه در بسته 6 تایی چند نوشابه مانده است، ذهنش را خلاق میشماریم! در زندگی روزمره کار بدون حساب آسان است اما در بازار چنین نیست.
ترید بازی اعداد است. اگر حساب کردن بلد نیستی، تریدر نیستی. البته به جبر و حساب دیفرانسیل احتیاجی نداریم اما حساب را باید خوب بلد باشیم. درصد گرفتن، جمع و تفریق و ضرب و تقسیم جزو اعمال روزانه یک تریدر است.
برای آموختن آنها سعی کنید در زمان بیکاری مقداری حساب کنید. درصد بگیرید. باقی پولتان را حساب کنید و ...

ریسک و ضرر تاجر
مثال تاجر میوه را به خاطر دارید؟ گفتیم او روزی چند جعبه میوه میفروخت. اگر به او پیشنهاد جعبه ای از یک میوه جدید میشد، او میپذیرفت. اگر مردم دوست نداشتند و میوه ها فاسد میشد، او فقط یک جعبه را از دست میداد. ریسک کمی که در تجارت مرسوم است: ریسک تاجر.
حالا تصور کنید او به جای یک جعبه از این میوه ناشناخته 1000 جعبه از آن را به یک پنجم قیمت بخرد. اگر بتواند همه آنها را بفروشد، سود بالایی برده است اما اگر میوه ها خراب شوند او تا حد ورشکستگی ضرر میکند.
آن جعبه اول ریسک تاجر است: ریسکی معقول و منطقی. اما این جعبه دوم ریسک ناشی از طمع است: خطرناک و نابود کننده.
هرگاه برای پوزیشنتان استاپ تعیین میکنید یعنی حد دلاری ریسکتان را تعیین کرده اید. حدی که طبق اصول مدیریت سرمایه فقط باید درصد کوچکی از کل سرمایه تان را شامل شود.
اصول مدیریت سرمایه برای بقا در این بازار الزامی اند اما تریدرهای کمی هستند که دیسیپلین کافی برای اجرای این اصول را دارند زیرا بازار با همه تریدرها را اغوا میکند تا اصولشان را بشکنند. آیا شما چنین میکنید؟
بازار به دو صورت تریدرها را نابود میکند: ناگهانی و تدریجی. فرض کنید سرمایه شما جانتان است. ممکن است شما جانتان را با یک حمله کوسه از دست بدهید (ضرر در یک ترید بد) یا تدریجاً با حمله پیرانه ها (ضررهای کوچک اما متوالی). راه حل استفاده از قانون 2%-6% است.
برای جلوگیری از حمله کوسه هیچگاه بیش از 2% سرمایه را روی یک پوزیشن ریسک نکنید. برای جلوگیری از مرگ بر اثر خونریزی از گاز پیرانه ها هیچگاه جمع کل ریسکتان بیش از 6% سرمایه نشود. یعنی اگر در هر ترید 2% ریسک میکنید حداکثر 3 پوزیشن باز داشته باشید. زمانی که استاپ یکی از پوزیشنها به نقطه باز کردن آورده شد و پوزیشن بدون ریسک شد امکان باز کردن پوزیشن چهارم فراهم میشود. زمانی هم که جمع ضرر ماهیانه تان به 6% سرمایه رسید، ترید ریل را متوقف کنید و به بررسی مشکل بپردازید و ماه جدید را با تفکر جدید آغاز کنید. حد نهایی ضرر هم 25% سرمایه است. زمانی که 25% سرمایه تان را از دست دادید ترید ریل را کنار بگذارید و به بررسی بپردازید و بعد از شارژ حسابتان ترید را ادامه دهید.
ممکن است در نگاه اول 2% و 6% اعداد بسیار کوچکی به نظر بیایند اما اگر بدانید که این اعداد در موسسات بزرگ چقدر کوچکترند دیگر غر نخواهید زد: زیر 1% و حدود 5%. فراموش نکنید که شرط اول در این بازار بقاست و بعد سود آوری.

اندازه پوزیشن
گاهی ما با اکانت کوچک خوب کار میکنیم اما به محض بزرگ شدن اکانت دچار مشکلات عجیبی میشویم. بهترین راه حل برگشت به لات سایزهای کوچک و کسب اعتماد بنفس برای لاتهای بزرگتر است.
مثالی میزنم: چند نفر حاضرند برای گرفتن $100 روی میز راه بروند؟ احتمالاً همه شما. چند نفر حاضرند برای گرفتن $ 10000 دلار روی همان میز زمانی که بین دو آسمانخراش معلق است راه بروند؟ شاید یکی دو نفر. ترید با حساب کوچک مثل راه رفتن روی میز است. اگر بیفتید فقط چند خراش برمیدارید اما وقتی حسابتان بزرگ است و میز روی هوا معلق است، افتادن از روی آن مثل سقوط از ارتفاع چند صد متریست: نابود کننده.

وقت دارید؟
همانطور که چندین بار گفته شد باید تمام تریدهایتان را ثبت کنید. اگر تعداد تریدهایتان در روز زیاد است، چند تایی را ثبت کنید مثلاً سومین ترید روزانه. اگر وقت برای ثبت تریدهایتان ندارید، برای ترید وقت ندارید. منظم باشید و به سیستم مکتوبتان اعتماد کنید. روزهای ترید خوبی داشته باشید......

پایان

منبع:www.tfx.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 0:25  توسط محسن صدرایی  | 

با سلام:

همانصورت دوستان با نسبتهای فیبوناچی آشنا هستند و با کاربردهای ،مفید آن در تحلیلات آشنا هستید.

البته همانطور که می دانید ،یکی از مکملهای آن ،کندلهای برگشتی است

 

لینک عکس

                                                       با تشکر گروه پازل

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 22:17  توسط محسن صدرایی  | 

باسلام:

امیدوارم که همگی خوب و خوش باشید.

می خوام دوباره ،فعالیت در این وبلاگ را آغاز کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 13:30  توسط محسن صدرایی  | 

اتصال به سایت گروه:

 

www.puzzel-forex.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 22:39  توسط محسن صدرایی  | 

با سلام :

برای اطلاع از قیمت دقیق شارژ حساب و وب مانی می توانید از روش زیر استفاده کنید

۱-شارژ حساب کلاینتها در حال حاضر با تغییراتی که انجام شده بر حسب قیمت حواله در بانک سامان است .

که برداشت از این حسابها هم به همان قیمت هست

 

۲- خرید و فروش وبمانی و دلار فیبو  نیز برای عموم آزاد است .

که از فرمول زیر محاسبه می شود

نرخ حواله در بانک سامان

فروش به ما = قیمت حواله  بانک سامان - ۱۵ تومان

خرید از ما  = قیمت حواله  بانک سامان + ۱۵ تومان

برای دریافت وبمانی و یا شارژ حساب مبلغ مورد نظر را محاسبه فرموده و سپس به حساب های زیر واریز ودر مرحله آخر کد رهگیری را به شماره های ذیل اعلام نمایید ، تا در کمترین زمان به درخواست شما رسیدگی شود .

نام بانک : ملی (سیبا )         شماره کارت : 6515-5958-9910-6037

        نام صاحب حساب : رضا اسماعیلی آزاد

نام بانک : سامان               شماره کارت : 9807-0855-8611-6219

      نام صاحب حساب : محسن صدرایی

شماره تلفن جهت اعلام کد رهگیری : ۰۹۱۲۲۲۰۷۳۴۳

                                                    ۰۹۱۲۵۹۸۲۱۳۰

                                                  با تشکر پازل   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:33  توسط محسن صدرایی  | 

 

 

 پيرمردي 92 ساله که سر و وضع مرتبي داشت در حال انتقال به خانه سالمندان بود. همسر 70 ساله‌اش به تازگي درگذشته بود و او مجبور بود خانه اش را ترک کند.

پس از چند ساعت انتظار در سرسراي خانه سالمندان، به او گفته شد که اتاقش حاضر است. پيرمرد لبخندي بر لب آورد.

همين طور که عصا زنان به طرف آسانسور مي‌رفت، به او توضيح دادم که اتاقش خيلي کوچک است و به جاي پرده، روي پنجره‌هايش کاغذ چسبانده شده است.

پيرمرد درست مثل بچه‌اي که اسباب‌بازي تازه‌اي به او داده باشند با شوق و اشتياق فراوان گفت: «خيلي دوستش دارم.»

به او گفتم: ولي شما هنوز اتاقتان را نديده‌ايد! چند لحظه صبر کنيد الآن مي رسيم.

او گفت: به ديدن و نديدن ربطي ندارد. «شادي» چيزي است که من از پيش انتخاب کرده‌ام. اين که من اتاق را دوست داشته باشم يا نداشته باشم به مبلمان و دکور و... بستگي ندارد بلکه به اين بستگي دارد که تصميم بگيرم چگونه به آن نگاه کنم. من پيش خودم تصميم گرفته‌ام که اتاق را دوست داشته باشم. اين تصميمي است که هر روز صبح که از خواب بيدار مي شوم مي گيرم.

من دو کار مي توانم بکنم. يکي اين که تمام روز را در رختخواب بمانم و مشکلات قسمت‌هاي مختلف بدنم که ديگر خوب کار نمي کنند را بشمارم، يا آن که از جا برخيزم و به خاطر آن قسمت‌هايي که هنوز درست کار مي کنند شکرگزار باشم. هر روز، هديه اي است که به من داده مي شود و من تا وقتي که بتوانم چشمانم را باز کنم، بر روي روز جديد و تمام خاطرات خوشي که در طول زندگي داشته‌ام تمرکز خواهم کرد.

سن زياد مثل يک حساب بانکي است. آنچه را که در طول زندگي ذخيره کرده باشيد مي‌توانيد بعداً برداشت کنيد. بدين خاطر، راهنمايي من به تو اين است که هر چه مي‌تواني شادي‌هاي زندگي را در حساب بانکي حافظه‌ات ذخيره کني.

از مشارکت تو، در پر کردن حسابم با خاطره‌هاي شاد و شيرين تشکر مي‌کنم. هيچ مي داني که من هنوز هم در حال ذخيره کردن در اين حساب هستم؟...

منبع: کلوپ موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 17:3  توسط محسن صدرایی  | 

 

 

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد:«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين?»

كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود.
گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.»

آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين?»

نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه… نه!»

دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.»

آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك جاي دمپايى آنها را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم «ثروتمندى» هستم.

منبع: کلوپ موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 16:58  توسط محسن صدرایی  | 

 

 

آنهائي كه به مدارج عالي ترقي رسيده اند، راجع به شگرد كار خود زياد حرف نمي زنند، ولي در اين خصوص، ليندون جانسون خيلي بيشتر از آنكه رئيس جمهور شود، در جريان كسب قدرت حيرت انگيزش، سير پيشرفت خود را در يك دستورالعمل ده ماده اي ساده، براي نيل به موفقيت تنظيم كرد :

1- سعي كن كه اسامي افراد را به خاطر بسپاري زيرا بي مبالاتي در اين مورد ممكن است نشانه بي علاقگي نسبت به آنها باشد.

2- فرد راحتي باش تا هيچ كس در معاشرت با تو احساس ناراحتي و اجبار نكند و تعارف و تكلف را كنار بگذار.

3- اين اعتقاد را در خود تقويت كن كه هر چه پيش آيد خوش آيد و در اين صورت هيچ چيز نميتواند آرامش ات را به هم بزند.

4- خود پرست نباش و بيهوده تظاهر نكن كه به همه چيز عالمي.

5- خصوصياتي را در خودت پرورش بده كه جالب توجه باشد و باعث شود كه مردم در اثر معاشرت با تو به برداشتهاي ارزشمندي برسند.

6- صميمانه و با روحيه مذهبي، سعي كن خودت را از شر همه سوء تفاهم ها خارج كني و گلايه ها را از ذهنت دور كن.

7- شخصيت خودت را زير ذره بين ببرتا بتواني عوامل ناهنجارها را از آن خارج كني، بخصوص عواملي كه امكان دارد از آنها آگاه نباشي.

10- آنقدر دوست داشتن افراد را تمرين كن كه اين كار بصورت يك عادت ثانويه در آيد.

11- هميشه از فرصتهائي براي تبريك گفتن به افراد و يا اظهار همدردي در غمها و ناكامي هايشان كه پيش مي آيد، استفاده كن.

12- به مردم قدرت روحي بده تا محبت بي رياي خودشان را نثار تو كنند.

استفاده كردن از اين ده قانون باعث شد كه جانسون راي بيشتري بياورد و آسانتر در كنگره مورد حمايت قرار بگيرد و باعث شد جانسون را به اوج موفقيت برساند .

منبع :کلوپ موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:34  توسط محسن صدرایی  | 

 

 

به پسرم اينگونه درس بدهيد:

او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.

مي‌دانم كه وقت مي‌گيرد اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.

اگر مي‌توانيد به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي‌كنند، دقيق شود.

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌كش‌ها ، گردن‌كش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي‌رسد انتخاب كند.
ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.

اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.

به او بياموزيد كه مي‌تواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!

به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد.

متن بالا ترجمه نامه آبراهام لينكن • رئيس جمهور امريكا- به معلم فرزندش مي باشد.

منبع: کلوپ موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:30  توسط محسن صدرایی  | 





Powered by WebGozar

فارکس puzzlemarkets