تبليغاتX
فارکس در دستان تو

فارکس در دستان تو

 

با سلام:

چند وقتی می شه که وبلاگ را کم آپدیت می کنم ، علت آن هم ، تست چندین استراتژی جدید بود که تقریبا" ، موفقیت آمیز بود .

همانجور که اکثر دوستان می داند ، استراتژی های اکثر ما استفاده می کنیم بر 2 پایه هستند .

1-روندها 

2-نقاط برگشتی (تغییر روند یا شروع روند بعد از یک اصلاح)

من به شخصه بعد از مطالعه های فراوان ، از روشهای برگشتی بیشتر خوشم آمد ، و زمانی که یک قله و یا دره را تشخیص می دهم یک لذت زیادی حاصل می شود

برای استفاده از استراتژی های برگشتی از ابزارهای مثل موج شماری الیوت و درصدهای فیبوناچی و کندلهای برگشتی و ... استفاده می شود

فقط این مطلب را بگم که این درصدهای فیبوناچی که در بدن انسان و در طبیعت است بسیار عالی در بازار فارکس جواب می دهد .

به اطلاع دوستان برسانم که با یکی از دوستانم به نام آقای رضا اسماعیلی آزاد ، قصد ایجاد یک دفتر در زمینه فعالیتهای فارکس دارم .

که کارهای اولیه این مهم ، انجام شده و از 10 تیر ماه در دفتر مذکور مستقر خواهیم شد

به زودی ، محل دقیق دفتر و شماره های تماس دفتر اعلام خواهد شد  

به امید ، موفقیت برای همه عزیزان در زمینه های مختلف زندگی و مخصوصا" در زمینه فارکس

                                                                                با تشکر محسن صدرایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:33  توسط محسن صدرایی  | 

جاني ساعت 2 از محل كارش بيرون آمد و چون نيم ساعت وقت داشت تا به محل كار دوستش برود، تصميم گرفت با همان يك دلاري كه در جيب داشت ناهار ارزان قيمتي بخورد و راهي شركت شود.

چند رستوران گرانقيمت را رد كرد تا به رستوراني رسيد كه روي در آن نوشته شده بود :"ناهار همراه نوشيدني فقط يك دلار"، جاني معطل نكرد و داخل رستوران شد و يك پرس اسپاگتي و يك نوشابه برداشت و سر ميز نشست.

گارسون برايش دو نوع سوپ، سالاد، سيب زميني سرخ كرده، نوشابه اضافه، بستني و دو نوع دسر آورد و به اعتراض جاني توجهي نكرد كه گفت:" ولي من اين غذاها رو سفارش ندادم."
گارسون كه رفت جاني شانه اي بالا انداخت و گفت:" خودشان مي فهمند كه من نخوردم!"

اما جاني موقعي فهميد كه اين شيوه آن رستوران براي كلاهبرداري است كه رفت جلو صندوق و متصدي رستوران پول همه غذاها رو حساب كرد و گفت 15 دلار و 10 سنت.
جاني معترض شد " ولي من هيچكدومو نخوردم!" و مرد پاسخ داد " ما آورديم مي خواستين بخورين!"

جاني كه خودش ختم زرنگهاي روزگار بود، سري تكان داد و يك سكه 10 سنتي روي پيشخوان گذاشت و وقتي متصدي اعتراض كرد گفت:" من مشاوري هستم كه بابت يك ساعت مشاوره 15 دلار مي گيرم."
متصدي گفت :" ولي ما كه مشاوره نخواستيم؟!" و جاني پاسخ داد :"من كه اينجا بودم مي خواستين مشاوره بگيرين!"
و سپس به آرامي از آنجا خارج شد!
 
برگرفته از ایران ایگولد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 13:54  توسط محسن صدرایی  | 





Powered by WebGozar

فارکس puzzlemarkets